تعداد زیای از عکسها با بچه هاست حدس زدن علتش خیلی سخت نیست!










همونقدر که بازی کردن با من برای من لذت بخش بود انگار برای خودش هم ...

و چقدر دلم برای آغوشش تنگ شده

فقط حیف که انگار آب او را برد. انگار
دیروز که خبردار شدم دکتر مسلم بهادری استاد پیشکسوت پاتولوژی در ICUبستری است وظیفه خودم دونستم زنگ بزنم و احوالپرسی کنم. پیرمرد خیلی خوشحال شد که یک نفر سراغش رو گرفته. البته همه حق دارند بگویند خبر نداشتیم چون صداوسیما و هیچ رسانه دیگری وظیفه خود نمی داند سراغی از این آدمها بگیرد وظیفه آنها برگزاری مراسم چهره های ماندگار است و بس ! اگر برای بازیگر یا خواننده یا فوتبالیستی از این اتفاقها افتاد همه برای پوشش خبری و دعا برای سلامتی اش بسیج خواهند شد انشاا...
کمی بعد ،وکلا که با تلاشی جدید از سوی کارگران مواجه شده بودند،گواهی فوت آقای براوون را که به تصدیق چند کنسول و وزیر خارجه رسیده بود به صورت رسمی منتشر کردند. این مدرک گواهی می داد که او در نهم ژوئن گذشته در شیکاگو توسط یک ماشین آتش نشانی زیر گرفته و کشته شده است. کارگران خسته از آن همه پرت وپلا گویی ،از اشخاص صاحب نفوذ در ماکوندو روی گرداندند و شکایت های خود را به دادگاهی بالاتر ارجاع دادند ولی در آنجا هم وکلای تردست ثابت کردند که درخواستهای کارگران فاقد اعتبار لازم است،به این دلیل ساده که شرکت موز هرگز هیچ کارگری را در خدمت نداشته،پیش از آن هم نداشته و هرگز هم نخواهد داشت و همه آن افراد بر پایه نوعی قرارداد موقت به کار در آن شرکت اشتغال یافته بودند.
همش دارم فکر می کنم دست یکی تو دستته
دارم می میرم ای خدا فکر می کنم حقیقته
خانمم گفت از این آهنگ خسته نمی شی؟ گفتم :"آخه یه جور باهاش همذات پنداری می کنم." گفت:" چرا فکر می کنی من بهت خیانت می کنم؟" گفتم :"به تو که مطمئنم از خودم می ترسم."حقیقتش این فکر که یه روزی به همسرم خیانت کنم و اون بفهمه داره دیوونه ام می کنه همینجوری الکی!
آخه شاید هیچکس ندونه ما چقدر همدیگه رو دوست داریم و همین موضوع باعث میشه ترس از دست دادن همدیگه ما رو به مرز جنون بکشونه. باورش واسه خیلی ها سخته ولی تو این مدت تقریبا مدید پس از ازدواج که وبلاگ نداشتم به خواست او بود. الان هم یواشکی وبلاگنویسی رو شروع کردم چون ازم خواسته اینکار رو نکنم مبادا کسی برام کامنت بذاره که دوستت دارم ومن پاسخ بدم که من هم همینطور! یه درگیری ذهنی مشترک هم داریم اون هم اینه که کی زودتر می میره و اون یکی رو تنها می ذاره و این که در هر حالت اون که مونده دوباره ازدواج می کنه و به یکی دیگه همین حرفا رو می زنه یا نه؟!
ما خیلی بچه ایم؟
به هرحال از طریق تشویق وترغیب های همسر عزیزم که سریالها وبرنامه های نوروزی رو دنبال می کنه و همچنین صحبتهای اقوام و آشنایان در حین دید و بازدید عید با نام ونشان این برنامه ها آشنا شدم "قرارگاه مسکونی ، پیامک از دیار باقی ، نشانی و مرد هزار چهره ".مجموعه لحظاتی که از این برنامه ها به سمع و نظر بنده رسیده در زمانهای عبور از جلو تلویزیون به ده دقیقه نمی رسه ولی دیشب در یکی از همین لحظات قسمتی از برنامه مرد هزار چهره را دیدم که مهران مدیری می گفت:" من فهمیدم که تو هر چی استعداد نداشته باشم توی جوگیر شدن استادم ." با خودم فکر کردم همه ما ملت فهیم و شریف ایرانی همین خصلت رو داریم وقتی داریم فحش میدیم از همه تند تر می شیم روز انتخابات از همه جلوتریم بدون اینکه بدونیم به کی داریم رای میدیم توی راهیمایی جوگیر می شیم یه روز جو سد سازی می گیردمون یه روز جو سلول بنیادی و انرژی هسته ای یه روز دیگه آزادی مطبوعات!
این روز ها که جو دوستی و مهربونی و گل وبلبل و تبریک همه رو گرفته ( چند روز پیش یکی دنده عقب اومد زد به ماشین داداشم همین جو باعث شد اخوی به ایشان بگه ایرادی نداره بفرمایید! خود من این چند روز عمدا بد رانندگی کردم بوق اضافی زدم ببینم یکی یه چیزی میگه که تا حالا نگفته در حالیکه در محله فرهنگی ما یعنی نظام آباد ،در طول سال این اعمال مجازاتهای سنگینی داره)من هم همرنگ جماعت سال نو رو به همه شما دوستان تبریک می گم و امیدوارم سال خوبی رو در پیش داشته باشید