دیروز برق ما در دو نوبت رفت . دقیقا به فاصله ۱۲ ساعت یعنی ۱۱:۳۰ تا ۱:۳۰ ظهر(اوج گرما) و شب(زمان پخش فوتبال) از آنجا که نجابت و شریف بودن از اصول اساسی اخلاق ما ایرانیان است تقاضا دارم ساعت برق رفتن منزل ما رو به ساعات ۴ تا ۶ یا ۷ تا ۹ همون هر ۱۲ ساعت تغییر بدین. لطفا. آهای وزارت نیرو با شما هستم ! خودتو نزن کوچه علی چپ
پی نوشت۱:کسی می دونه چرا برق ما اینقدر میره؟ خونه مامانم اینا حداکثر ۱ و خونه مادرزنم اینا(فقط یک عدد دارم) حداکثر ۲ کیلومتر با خونه ما فاصله داره ولی هر چند روز یه بار برقشون میره. مال ما روزی ۱ تا دو بار
پی نوشت۲:پست قبلی رو بی خیال شید تو رو خدا نظر خواهی اش رو بستم یه کار نکنید خودش رو هم "مجبور" بشم بردارم!
امروز آخرین روز کاری من در سازمان نظام پزشکی است و برای خداحافظی از همکارانم آمده ام.همین جا از تمام همکارانم آقایان محمدزاده،فتحی،رحیمی،متقیان،علیمرادی ،مسجدی،محمدی،بصیری،اقتصادنژاد،دکتر رضایی،صمدی،حبیبی،سیدموسوی،بزاز،طاهری،طوسی،دکترقاسمی،مقامی،ربیعی،دکترمیزانی،گلسرخی، رضازاده،دکتر دائمی،ظهیری،آریانژاد،اللهیاری،دکتر خوش سیرت،سالکی،مغونی،مقدم،جهرمی،عربی، رحمانی،اکبری،معماری،دکتر امی،دکتر معادی،دکتر کامکار،شاکری،عاقلان و خانمهای خادمی،ایمانی، خیرالهی، خرمی،شفیعی،شیخداد،نجفی،شایق،سید،صارمی،ابراهیمی،آبنیکی،امینی،نخعی،جدیدالاسلام،صالح، باقری،منعم،دیبایی وتمام آنها که نامشان در خاطرم نیست به خاطر تمام محبتهایی که نسبت به من ابراز داشته اند تشکر کرده و طلب حلالیت می نمایم.
تشکر ویژه دارم از دکتر شریفی که برادرانه در طول این مدت راهنمای من بود،دکتر سجادی که دوستانه غمخوار و همراه من بود، دکتر مقیمی که همجنس بودن را بهتر از همه بلد بود، دکتر پیوندی و دکتر نیک نژاد که ابراز همدردی نمودند،دکتر جمشیدی که حاضر بود مرا به حضور بپذیرد و دکتر ساعی که برایم بسیار زحمت کشید.
سپاسگزارم از آن که آدرس این وبلاگ را به دوستی داد و آن دوست که پرینت آن مطلب را به دکتر داد وهمچنین آقای دکترکه با قطع همکاری من با سازمان به ایجاد شرایط بهتر برای درس خواندن من کمک کردند.
شاید در این وبلاگ شاید جای دیگر در طبیب یا جام جم یا هرکجا، باز خواهم دید; باز خواهم خواند ; باز خواهم خندید .
پی نوشت: اصلا فکر نمی کردم این پست بتونه اینقدر خواننده پیدا کنه . از تمام دوستانی که اظهار لطف کردند ممنونم . واقعیت اینکه چون نمی تونم یعنی وقت نمیکنم پیاپی سر بزنم و نظرات رو چک کنم و می ترسم خدای نکرده اهانتی به شخصی صورت بگیره از همه دوستان خواهش می کنم یا دیگه نظر نذارند یا حتما با اسم ومشخصات وگرنه پاک می کنم. شرمنده لطف همه شدم. قول میدم عوضش تند تند پست های جدید بذارم مثل همین ملت شریف که تازه تازه است داغ داغ
پی نوشت ۲: اصلا جون احساس می کنم عمدا و برای بد وجهه کردن وبلاگ برخی افراد نظرات افراطی شون رو به نام خوانندگان می نویسند نظر خواهی تعطیل
نمی دانم آیا مسولینی که در تیزرهای نارسیسیم گونه نامه یک معلم بازنشسته را برای خود می خوانند وبرای خود کف مرتب می زنند نباید به کارکنان خود آموزش بدهند که با یک مزاحم تلفنی چگونه باید رفتار کرد؟ اگر نمی شود شماره اش را برای پیگیری برداشت لااقل تلفن راقطع کرد و گوشی را گذاشت نه اینکه فحش های ناموسی داد. اگر کسی در شرایط خیلی حساس مثلا صحنه تصادف یا ... بخواهد با ۱۱۸ تماس بگیرد باید اول زن وبچه اش را ساکت کند؟
شما پیشنهاد می کنید من چه کار کنم؟
۱)به روابط عمومی وزارت ارتباطات و فن آوری اطلاعات مراجعه کنم و شکایت خود را تقدیم کنم.
۲)به عنوان خبرنگار و نویسنده ۳ هفته نامه، دبیر سرویس یک ماهنامه و مدیر اجرایی یک دوماهنامه قضیه را در مطبوعات پیگیری کنم.
۳)موضوع را فراموش کنم ، ایشان را به خدا و وجدانش واگذار نمایم و آرزو کنم این اتفاق برای یک هموطن دیگر رخ ندهد.