۱-ما که حمله مغول ، اشغال روس و انگلیس، قتل امیرکبیر و قائم مقام و دادگاه مصدق را دیده ایم به انتظار تو برای اصلاح امور عادت کرده ایم فقط اینکه می گویند در بدترین شرایط که طاقت همه طاق شده است می آیی دلمان را می لرزاند. یعنی از این بدتر هم می شود؟
مهدی جان تولد مبارک،زودتر بیا.
۲-علت مدال نگرفتن ورزشکاران ایرانی کشف شد. به دلیل کسب مدال توسط ورزشکار رژیم اشغالگر قدس ورزشکاران ایرانی برای همدردی با ملت مظلوم فلسطین سکوهای توزیع مدال را تحریم کرده اند.
۳-دیروز اشتباها یک بنده خدا به جای نوار کاست مولودی یک نوار صوتی به دست من داد که گفتگوهای دو تا آدم ناشناسه من هر چی گوش کردم ببینم این دو نفر کی هستند نفهمیدم شما گفتگوشون رو بخونید اگه شناختید بگید برم نوارشون رو بدم بهشون:
:حالا تاخیر میکنی ؟ بکشونمت اینجا بگم عدم کفایت داری حالت گرفته شه؟!
:بابا بی خیال حالا مگه چی شده؟ اصلا من همه اش دنبال یکی می گشتم که بتونه سال دیگه به تو حال بده .من که تکلیفم معلومه .ما نون و نمک هم رو خوردیم باید هوای هم رو داشته باشیم. سال دیگه لااقل تو جای من باشی نه یه معلوم الحال!
:لازم نکرده تو واسه من دنبال آدم بگردی . خودم سراغ دارم.
:اینکاره هست. یعنی می تونه؟
:آره بابا استاد جعله. دکتراشو داره. البته اون رو هم جعل کرده ولی این چیزا که مهم نیست. تو هم حواست باشه اومدی اینجا ازش دفاع کنی بگو این کاغذ پاره ها که مهم نیست اصل اینه که آدم خودش آدم خوبی باشه......
متاسفانه بقیه نوار پاک شده! اگه می تونید کمک کنید و صاحب این نوار رو واسم پیدا کنید. من نسبت به امانت خیلی حساس هستم. باید به دست صاحب واقعی اش بسپرم.
+
نوشته شده در یکشنبه 27 مرداد1387ساعت 9:5  توسط میثم
|
افتتاحیه المپیک را دیدم.(همان صحنه سابق) کیفور شدم. عمرا اگر چهل نفر از ما جماعت ایرانی و شریف و غیور بتوانیم چنان ژانگولر هایی درآوریم.عجب جانورانی هستند این زرد رویان! به عیال گفتم توی روحشان ولی داد زد که بی ادب نشو جلوی بچه! ولی من نمی خواستم حرف بی ادبی بزنم.
+
نوشته شده در شنبه 19 مرداد1387ساعت 9:31  توسط میثم
|
هر روز با انرژی و حرارت می آمدی ولی کسی توجهی نداشت. یک روز که دلت گرفت همه فهمیدند ولی باز هم به یکدیگر سفارش کردند مبادا به تو نگاه کنند.خورشید، دلم برایت می سوزد .
+
نوشته شده در شنبه 12 مرداد1387ساعت 8:3  توسط میثم
|
نه بابا فکر نکنید از این تریپ های بلاگ نویسی لوس برداشتم که آی دپرس شدم و بیایید کامنت بذارید نازم رو بکشید که نه دنیا خیلی قشنگه و از این حرفها و تو خوبی و ما دوستت داریم و..... اصلا قصد روشنفکر بازی هم ندارم که این مسائل اجتماعی مثل کودک آزاری در بهزیستی زنجان روحم را آزرده است و... مگر اون معاون دانشگاه زنجان را چکار کردند که مسئول بهزیستی اش را چه کنند. اون مال خارجه که اگه یه همچین اتفاقاتی بیفته رییس جمهور و نخست وزیر هم می آیند و جواب می دهند و رییس دانشگاه و بهزیستی یا استعفا می دهند یا اگه پررو باشند برکنارشون می کنند. نه داداش اینجا ایرونه مثلا انتظار داری جاسبی بگه ببخشید من رفتم یا اونهایی که دکتر فقیه همسن و سال من(متولد ۱۳۵۹) رو گذاشتند رییس بهزیستی می گویند ما اشتباه کردیم!
نه آقا خسته شدم از این درس خوندن واسه امتحان رزیدنتی .هرچی می خونی تموم نمیشه که هیچ اصلا انگار هیچی پیش نرفتی!
+
نوشته شده در شنبه 5 مرداد1387ساعت 13:27  توسط میثم
|